مأموریت Something Ends, Something Begins (چیزی پایان مییابد، چیزی آغاز میشود) مأموریت خاتمه (Epilogue) و فصل نهایی داستان اصلی بازی ویچر ۳ است. این مأموریت مبارزهی سنگینی ندارد و کاملاً بر اساس انتخابهای کلیدی شما دربارهی سیری و مسیرهای سیاسی بازی شکل میگیرد.
بازی بر اساس تصمیمات شما، یکی از ۳ سناریوی کاملاً متفاوت زیر را برای این مأموریت اجرا میکند:
🌟 محبوبترین و شادترین پایان بازی
شرایط وقوع: حداقل ۳ انتخاب مثبت برای سیری داشتهاید + سیری را پیش امپراتور امهیر نبردهاید (یا اگر بردهاید، رادوید یا دایکسترا در جنگ پیروز شدهاند).
زمستان در ولن: بازی چند ماه بعد در ولنِ برفی آغاز میشود. گرالت به کافهی قدیمی دهکدهی Midcopse میرود و با استفان (Master Ortiz)، یک شمشیرساز زبده، ملاقات میکند.
سفارش شمشیر افسانهای: گرالت سفارش ساخت یک شمشیر نقرهی فوقالعاده باکیفیت را میدهد و حکاکی روی تیغهی آن را مشخص میکند: “Zireael” (پرستو – نام الفی سیری).
گشت و گذار و تست شمشیر: گرالت شمشیر را تحویل میگیرد و به سمت لانه یک هیولا میرود تا آن را تست کند.
دیدار در کافه: گرالت به کافهی دهکده برمیگردد. فردی با شنل سیاه در گوشهی کافه نشسته است. او شنل را کنار میزند و مشخص میشود که سیری زنده است!
تحویل شمشیر: گرالت شمشیر Zireael را به عنوان هدیه به سیری میدهد. سیری شمشیر را باز کرده و با لبخند امتحان میکند.
پایان: گرالت و سیری به عنوان دو ویچر همرزم و آزاد، راهی جادهها و هیولاکشی در سراسر جهان میشوند.
🏛️ پایانی تلخ و شیرین (Emotional & Political Ending)
شرایط وقوع: حداقل ۳ انتخاب مثبت برای سیری داشتهاید + سیری را پیش امپراتور امهیر بردهاید + نیلفگارد در جنگ پیروز شده است (با ترور رادوید توسط روچ/گرالت).
شکار در ولن برفی: گرالت و سیری در جنگلهای برفی ولن مشغول آخرین شکار مشترک خود (یک گریپین یا خرس) و ماهیگیری روی یخ هستند.
گپ و گفت صمیمانه: گرالت و سیری خاطرات گذشته را مرور میکنند و لحظات احساسی و پر از آرامشی را سپری میکنند.
رسیدن به دهکده و لشکریان نیلفگارد: وقتی به دهکده برمیگردند، گرالت متوجه حضور کالسکه سلطنتی و گارد جاویدان نیلفگارد میشود.
وداع تلخ: سیری حقیقت را میگوید: اینکه او تصمیم گرفته تاج و تخت نیلفگارد را بپذیرد تا بتواند جهان را به جای بهتری تبدیل کند و جلوی جنگها را بگیرد.
خداحافظی: سیری شمشیرش را به گرالت میسپارد، با اشک گرالت را در آغوش میکشد و سوار بر کالسکه سلطنتی به سمت وایزیما میرود. گرالت تنها در زیر برف ایستاده و رفتن دخترش را تماشا میکند.
💔 غمانگیزترین پایان بازی
شرایط وقوع: بیش از ۳ انتخاب منفی دربارهی سیری داشتهاید (حس بیارزشی و عدم اعتمادبهنفس در او ایجاد کردهاید).
بازگشت به مردابهای ولن (Crookback Bog): گرالت شکستخورده، افسرده و غرق در اندوه، به تنهایی به مردابهای ولن برمیگردد.
شکار آخرین پیرزن (Weavess): گرالت به سراغ ویوِس (Weavess)—تنها پیرزن جادوگر باقیماندهی مرداب که آمیلت مدال ویچری وزمیر را از سیری دزدیده بود—میرود.
نبرد انتقام: گرالت با خشم و بدون هیچگونه رحمی، پیرزن و تمام گرگها و هیولاهای همراهش را نابود میکند.
یافتن مدال وزمیر: گرالت مدال ویچری وزمیر را از میان وسایل پیرزن پیدا کرده، روی زمین مینشیند و آن را در آغوش میکشد.
پایان باز و تلخ: دهها هیولا و غول مرداب خانه را محاصره میکنند، اما گرالت بدون هیچ انگیزهای برای زندگی، همانجا زانو زده و مدال را به سینه میفشارد و صحنه تاریک میشود.
پس از اتمام هر یک از این سه سناریو، راوی داستان (دندلاین) سرنوشت نهایی شخصیتها و جهان بازی را بر اساس سایر مأموریتهای جانبی شما جمعبندی میکند:
با علامتگذاری این مأموریت، درصد تکمیل بازی در پیشخوان شخصی شما بروزرسانی میشود.
این مأموریت بخشی از دیتابیس بزرگ و دانشنامه اختصاصی بازی The Witcher 3: Wild Hunt در پلتفرم Gsub است.
ورود به دانشنامه مرجع بازی