صفحه اصلی دانشنامه بازی‌ها داستان و لور بازی
Lore & Story

پیمان بزرگ لایحه ردانیایی (The Witch Hunts & Witch Hunters)

داستان بازی Gwiki Lore

آتش در نوویگراد؛ ظهور شکارچیان ساحره و فرقه آتش ابدی

هنگامی که از دروازه‌های باشکوه نوویگراد (Novigrad) عبور می‌کنید، پیش از آنکه بوی دریا یا زرق‌وبرق بازارهای بزرگ‌ترین شهر قاره به مشامتان برسد، بوی گوشت سوخته و خاکسترِ چوب‌های دار فضا را پر کرده است. در بازی The Witcher 3: Wild Hunt، وحشت همیشه از آسمان و با زره‌های یخی وایلد هانت نازل نمی‌شود؛ گاهی این وحشت از قلب ایمانِ کورکورانه، طمع سیاسی و تعصب مذهبی برمی‌خیزد. فرقه Eternal Fire یا «آتش ابدی» و بازوی نظامی آن یعنی «شکارچیان ساحره»، تجسم تاریک‌ترین فصل از تاریخ بشریت در قاره هستند؛ فصلی که در آن، آتش نه برای گرما، بلکه برای پاک‌سازی عقیدتی شعله‌ور می‌شود.

در حالی که گرالت در خیابان‌های مه‌آلود نوویگراد به دنبال ردی از سیری می‌گردد، خود را در میان یک سلاخ‌خانه ایدئولوژیک می‌یابد. فرقه آتش ابدی که روزگاری یک نهاد مذهبی ساده برای آرامش توده‌ها بود، در طول جنگ سوم با نیلفگارد به یک حکومت وحشت تبدیل شد. این فرقه با نشان دادن انگشت اتهام به سوی جادوگران، غیرانسان‌ها و طبقات حاشیه‌ای، یکی از عمیق‌ترین تاملات فلسفی بازی را درباره فاشیسم، فرافکنی سیاسی و جنون توده‌ها رقم می‌زند.

کلیسای آتش ابدی؛ از تسکین توده‌ها تا حکومت وحشت

ریشه فرقه آتش ابدی به قرن‌ها پیش در قلمرو ریدانیا بازمی‌گردد. این مذهب بر این باور استوار است که آتش، نمادی از روشنایی، حیات و راهنمای انسان در میان تاریکیِ جهانِ پر از هیولا است. برای سال‌ها، این فرقه در نوویگراد به عنوان یک نهاد خیریه و مذهبی فعالیت می‌کرد که به فقرا غذا می‌داد و نوید آینده‌ای روشن را می‌داد. اما حقیقت پنهان پشت این محراب‌های نورانی، سیستمی تشنه ثروت و کنترل بود که در پشت پرده با باندهای جنایتکار شهر دست‌به-یکی می‌کرد.

با آغاز جنگ و پیشروی ارتش نیلفگارد، ترس بر قلمروهای شمالی سایه افکند. پادشاه دیوانه ریدانیا، رادووید، به خوبی می‌دانست که برای کنترل توده‌های خشمگین و گرسنه، به یک دشمن فرضی نیاز دارد. کلیسای آتش ابدی تحت رهبری هیرارک هملفارت (Hierarch Hemmelfart) این فرصت را غنیمت شمرد. آن‌ها با ادغام قدرت سیاسی پادشاه و قدرت مذهبی کلیسا، جادوگران را مقصر تمام بدبختی‌ها، شکست‌های نظامی و فقر مردم معرفی کردند؛ پدیده‌ای تاریخی که کلیسا را از یک نهاد روحانی به یک ماشین جنگی مخوف تبدیل کرد.

شکارچیان ساحره؛ بازوی خونین جنون مذهبی

با تایید رسمی رادووید، گروهی از جلادان سادیسمی و سربازان متعصب تحت عنوان «شکارچیان ساحره» (Witch Hunters) به رهبری فردی بی‌رحم به نام کالب منج (Caleb Menge) شکل گرفت. این گروه، تفتیش عقاید بزرگی را در نوویگراد آغاز کردند. وظیفه آن‌ها دیگر شکار هیولاهای بیابان نبود؛ آن‌ها به شکار انسان‌ها در خانه‌هایشان مأمور شدند. هرکسی که کتابی درباره جادو داشت، داروهای گیاهی می‌ساخت، یا تبار غیرانسانی (مانند الف‌ها و دورف‌ها) داشت، شبانه دستگیر می‌شد.

شکارچیان ساحره با استفاده از شکنجه‌های وحشتناک در مقرهای خود، اعترافات اجباری می‌گرفتند و هر روز ظهر، میدان مرکزی نوویگراد (Hierarch Square) را با سوزاندن جادوگران و دانشمندان به آتش می‌کشیدند. گیمرها در بازی به وضوح می‌بینند که این آتش، نه یک اقدام مذهبی، بلکه یک تجارت پرسود است؛ چرا که اموال و دارایی‌های تمام کسانی که سوزانده می‌شدند، توسط کلیسا و کالب منج مصادره می‌شد.

بازیگران بقا در جهنم نوویگراد؛ تریس و فیلیپا در چنگال آتش

هجوم فرقه آتش ابدی، تمام جادوگران مقیم نوویگراد را به موش‌های فراری تبدیل کرد. در این میان، نقش تریس بسیار برجسته و درخشان است. او که روزگاری مشاور پادشاهان بود، در بازی The Witcher 3 تمام کبریا و غرور خود را کنار می‌گذارد و در خانه‌های مخروبه فاضلاب پنهان می‌شود. تریس رهبری یک شبکه زیرزمینی مخفی را برای فراری دادن جادوگران جوان و کیمیاگران به قلمرو امن کوویر (Kovir) بر عهده می‌گیرد؛ مأموریتی خطرناک که خط داستانی او و گرالت را به اوج درام اخلاقی می‌رساند.

در طرف دیگر، ساحره قدرتمندی چون فیلیپا، که خود روزی معمار لژ جادوگران بود، مجبور می‌شود برای فرار از چشم شکارچیان ساحره، شکل انسانی خود را رها کرده و سال‌ها به صورت یک جغد نابینا در قفس زندگی کند. این سقوط آزاد جادوگران، طنز تلخ تاریخ است؛ کسانی که می‌خواستند بر جهان حکومت کنند، حالا برای حفظ جان خود به ویچری التجا می‌کنند که روزی او را تحقیر می‌کردند.

فلسفه آتش؛ وقتی انسان از هیولا پیشی می‌گیرد

بزرگ‌ترین لایه پنهان و معناگرایانه این بخش از داستان بازی، تقابل مفهوم «هیولا» در دنیای ویچر است. گرالت به عنوان یک ویچر ساخته شده تا موجودات برخاسته از تلاقی کره‌ها را نابود کند. اما در خیابان‌های نوویگراد، شمشیر نقره او بی‌فایده است. هیولاهای واقعی در اینجا نه دگرپیکرها (Doplars) هستند و نه غول‌ها؛ بلکه انسان‌هایی در لباس مذهبی فرقه آتش ابدی هستند که از جهل و ترس مردم برای قدرت‌طلبی استفاده می‌کنند.

در نهایت، آتش ابدی داستانی درباره سقوط اخلاقی یک تمدن است. جایی که رادووید از تعصب مذهبی برای پر کردن خزانه جنگی خود استفاده می‌کند و توده‌ها با تماشای سوختن هم‌نوعانشان، گرسنگی خود را فراموش می‌کنند. وقتی در پایان مأموریت‌های نوویگراد، آتش کلیسا دامن غیرانسان‌ها و افراد عادی را هم می‌گیرد، بازی به ما یادآوری می‌کند که تعصب مذهبی مانستری است که پس از بلعیدن دشمنانش، در نهایت خالقین خود را نیز به کام مرگ می‌کشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مقاله مربوط به کدام بازی است؟

این لور و موشکافی داستانی بخشی از آرشیو بزرگ پایگاه داده بازی The Witcher 3: Wild Hunt در پلتفرم دانشنامه Gwiki است.

ورود به دانشنامه مرجع بازی

خطر اسپویل داستانی

مقالات بخش Lore Hub به موشکافی عمیق لایه‌های داستانی بازی‌ها می‌پردازند. اگر هنوز بازی The Witcher 3: Wild Hunt را به اتمام نرسانده‌اید، احتمال افشای داستان برای شما وجود دارد.