صفحه اصلی دانشنامه بازی‌ها داستان و لور بازی
Lore & Story

جادو و نفرین جنگل‌های ولن (The Ladies of the Wood / The Crones)

داستان بازی Gwiki Lore

کرون‌های کروک‌بک باگ؛ مجمع خونین سه خواهر، وحشت باتلاق و راز درخت روح

وقتی پای به قلمرو طاعون‌زده و جنگ‌زده‌ی ولن (Velen) می‌گذارید، بوی خاک نمور و نیلوفرهای مرداب با بوی مرگ گره خورده است. در جهان بازی The Witcher 3: Wild Hunt، تمام تهدیدها ریشه در ابعاد دیگر یا طمع پادشاهان ندارند؛ برخی از مخوف‌ترین وحشت‌ها، از دل باستانی‌ترین اسطوره‌های خودِ قاره سر برآورده‌اند. The Crones of Crookback Bog که با نام‌های «سه خواهر» یا «بانوان جنگل» (Ladies of the Wood) شناخته می‌شوند، کهن‌ترین و کریه‌ترین موجوداتی هستند که بر خاک ولن قدم گذاشته‌اند؛ الهگانی خون‌خوار که پیش از ورود الف‌ها و انسان‌ها، فرمانروایان بی‌رقیب این سرزمین بودند.

داستان کرون‌ها در باتلاق کروک‌بک باگ، یکی از شاهکارهای اسطوره‌شناسی و نمادپردازی تاریک در بازی است. وقتی در نقش گرالت به دنبال ردی از سیری تاروپود این مرداب را می‌شکافید، با مفهومی فراتر از چند جادوگر زشت‌روی روبه‌رو می‌شوید؛ شما با نیایش‌های خونین، معامله‌های شوم و پیوند اسرارآمیز این سه خواهر با یک موجود باستانی‌تر یعنی درخت روح (The Whispering Hillock) مواجه می‌شوید که یکی از عمیق‌ترین و خاکستری‌ترین تصمیم‌های اخلاقی بازی را رقم می‌زند.

مجمع سه خواهر؛ خدایانی در کالبد هیولا

کرون‌ها، متشکل از سه خواهر به نام‌های بریو (Brewess)، ویو (Weavess) و ویسپِـس (Whispess)، موجوداتی ماوراءطبیعی و از نژاد رلیک‌ها (Relicts) هستند. حقیقت پنهانی که بیشتر گیمرها از آن غافل می‌شوند این است که این سه موجود، برخلاف ظاهر کریه، چاق و دفرمه‌شان که در خلوت مرداب دارند، خود را در چشم توده‌های مردم ولن به شکل سه فرشته جوان، زیبا و نورانی جلوه می‌دهند. آن‌ها با استفاده از جادوی توهم، قرن‌هاست که ذهن روستاییان گرسنه و بی‌دفاع را شستشو داده‌اند.

رابطه میان مردم ولن و کرون‌ها، یک معامله پاگانیسمی و تاریک بر اساس فلسفه «بقا به بهای خون» است. در سرزمینی که پادشاهان آن را رها کرده‌اند، کرون‌ها در ازای دریافت قربانی (که غالباً کودکان معصوم فرستاده شده به مسیر شیرینی هستند)، به مردم آذوقه، درمان و امنیت در برابر هیولاهای دیگر را هدیه می‌دهند. مردم گوش خود را می‌برند و به درختان آویزان می‌کنند تا کرون‌ها از طریق وزش باد، نجواهای آن‌ها را بشنوند و به عنوان چشم و گوش مجمع در سراسر ولن عمل کنند.

مادرِ خواهران؛ راز سرپوشیده درخت روح

بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین لایه لور این بخش از بازی، در مأموریت تپه نجواگر (The Whispering Hillock) و راز پشت درخت روح نهفته است. بر اساس کتاب‌های باستانی درون بازی مانند She Who Knows (آنکه می‌داند)، سال‌ها پیش، کرون‌ها تنها نبودند. آن‌ها مادری داشتند؛ موجودی به مراتب قدرتمندتر و باستانی‌تر که روح جنگل و خالق اصلی ولن بود. این مادر که به نام «بانوی جنگل‌ها» شناخته می‌شد، رفته‌رفته دچار جنون شد و ولن را به خاک و خون کشید.

سه خواهر برای نجات قلمرو و البته غصب قدرت مطلق، با مادر خود خیانت کردند. آن‌ها او را کشتند و روحش را در ریشه‌های یک درخت بلوط باستانی در تپه‌ای دورافتاده زندانی کردند. روحی که گرالت در قلب درخت پیدا می‌کند و با او سخن می‌گوید، در واقع همان مادر کرون‌هاست. او موجودی ذاتاً شرور یا کاملاً خیرخواه نیست؛ او طبیعتِ وحشی و مهارنشده است که تشنه انتقام از دختران خیانت‌کار خویش است.

طنز تلخ سرنوشت؛ نقش کرون‌ها در تعقیب سیری

ارتباط مجمع سه خواهر با خط داستانی اصلی بازی، زمانی آشکار می‌شود که سیری پس از فرار از دست وایلد هانت، مجروح و بی‌هوش در مرداب سقوط می‌کند. کرون‌ها که بوی جادوی بی‌همتای «خون باستانی» به مشامشان رسیده بود، قصد داشتند بدن سیری را قطعه‌قطعه کرده و او را برای تقویت قدرت‌های جادویی خود بپزند و بخورند. اما سیری به کمک سرعت و چابکی خود از چنگال آن‌ها می‌گریزد.

همین کینه قدیمی باعث می‌شود که کرون‌ها با اِردین و ارتش وایلد هانت متحد شوند. آن‌ها به عنوان ناظران و جاسوسان اِردین در قاره عمل می‌کنند. نفوذ این سه خواهر به قدری عمیق است که حتی جادوگر قدرتمندی چون ینفر ترجیح می‌دهد مستقیماً وارد قلمرو آن‌ها نشود. تراژدی بزرگ اینجاست که کرون‌ها، آنا استرنگر (همسر خونین بارون) را به دلیل فرار از عهد خود، به بردگی می‌کشند و او را به مراقبت از کودکان قربانی در باتلاق وا می‌دارند.

دوراهی اخلاقی ولن؛ بهای انتخاب میان بد و بدتر

در مواجهه با درخت روح، بازی The Witcher 3 یکی از نمادین‌ترین شاهکارهای فلسفی خود را به نمایش می‌گذارد. هیچ انتخاب درستی وجود ندارد؛ تنها «قانون انتخاب بین دو شر» مطرح است:

پیامدهای وحشتناک انتخاب گرالت در باتلاق

  • اگر روح درخت را آزاد کنید: او انتقام خود را از کرون‌ها و روستاییانِ پرستنده آن‌ها می‌گیرد، شهرک داون‌وارن را نابود می‌کند و کودکان باتلاق را نجات می‌دهد؛ اما در عوض، کرون‌ها آنا را نفرین می‌کنند که به مرگ دردناک او و خودکشی خونین بارون ختم می‌شود.
  • اگر روح درخت را نابود کنید: کودکان باتلاق توسط کرون‌ها بلعیده می‌شوند، اما آنا و بارون زنده می‌مانند و ولن در آرامشی ظاهری اما تحت سلطه ابدی مجمع سه خواهر باقی می‌ماند.

در نهایت، کرون‌ها داستانی درباره ریشه‌های عمیق اسطوره‌های پنهان در زمین هستند. موجوداتی که با بافتن تارهای سرنوشت، انسان‌ها را به دام می‌اندازند. اگرچه در اواخر بازی، گرالت و سیری در کوهستان بالد (Bald Mountain) انتقام خونینی از این مجمع می‌گیرند و دو تن از آن‌ها را به هلاکت می‌رسانند، اما وحشتِ کرون‌ها و خرافاتی که در تاروپود ولن کاشته‌اند، اثبات می‌کند که بعضی از هیولاها، بخشی جدایی‌ناپذیر از روح یک سرزمین هستند و هرگز به طور کامل نابود نمی‌شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مقاله مربوط به کدام بازی است؟

این لور و موشکافی داستانی بخشی از آرشیو بزرگ پایگاه داده بازی The Witcher 3: Wild Hunt در پلتفرم دانشنامه Gwiki است.

ورود به دانشنامه مرجع بازی

خطر اسپویل داستانی

مقالات بخش Lore Hub به موشکافی عمیق لایه‌های داستانی بازی‌ها می‌پردازند. اگر هنوز بازی The Witcher 3: Wild Hunt را به اتمام نرسانده‌اید، احتمال افشای داستان برای شما وجود دارد.