جنوب آمریکا در اواخر قرن نوزدهم، سرزمینی گرفتار در غبار گذشته، سنتهای رو به زوال و کینههای ریشهدار بود. هنگامی که گنگ ون در لیند در جریان فرار از دست پینکرتونها به شهر آفتابسوخته رودز (Rhodes) در ایالت لوموین رسید، خود را در میان آتش خاکسترنشین یک جنگ قبیلهای باستانی یافت. تقابل خونین میان دو خاندان بزرگ منطقه: خانواده بریتویت (Braithwaite) و خانواده گری (Gray).
این رویارویی، خط داستانی فصل سوم بازی را شکل میدهد؛ فصلی که در آن داچ ون در لیند تصور میکرد میتواند با بازی دادن این دو خانواده، ثروت افسانهای و طلای پنهان آنها را به یغما ببرد. اما او لویاتانِ کینه جنوب را دستکم گرفته بود. در این مقاله، به کالبدشکافی ریشهها، غرور کورکننده و فرجام خاکسترشده این جنگ صدساله میپردازیم.
ریشه دشمنی خاندان بریتویت و گری به دههها قبل، یعنی پیش از جنگ داخلی آمریکا بازمیگردد. بر اساس باور عامیانه، کینه آنها از سال ۱۸۰۶ و بر سر یک محموله طلای گمشده یا به سرقت رفته آغاز شد؛ محمولهای که هر خانواده، دیگری را به دزدیدن آن متهم میکرد.
┌───────────────────────────────┐
│ افسانه طلای گمشده (۱۸۰۶) │
└───────────────┬───────────────┘
│
▼
┌────────────────────────────────┴──────────────────────────────┐
│ │
▼ ▼
خاندان گری (شمالیها/قانونمداران) خاندان بریتویت (جنوبیهای اصیل)
- مالکان مزارع بزرگ تنباکو - مالکان پنبه و قاچاقچیان مشروب
- کنترلکننده کلانتری شهر - وفادار به سنتهای اشرافی کهن
│ │
└────────────────────────────────┬──────────────────────────────┘
│
▼
┌───────────────────────────────┐
│ غرور کور و صد سال سلاخی │
└───────────────────────────────┘
این دو خانواده مظهر دو قطب قدرتمند جنوب بودند. خاندان گری به رهبری تاویچ گری، مزارع وسیع تنباکو را در اختیار داشتند و با نفوذ در کلانتری شهر، خود را نماد قانون جلوه میدادند. در مقابل، خاندان بریتویت به رهبری مادرسالار مخوف، کاترین بریتویت، در عمارت با شکوه خود مستقر بودند و از طریق تولید و قاچاق مشروبات الکلی غیرقانونی (Moonshine) ثروتاندوزی میکردند.
با ورود گنگ به رودز، داچ استراتژی خطرناکی را در پیش گرفت. او به جای دوری از معرکه، تصمیم گرفت از این دشمنی به نفع گنگ استفاده کند. او آرتور مورگان را فرستاد تا به عنوان معاون کلانتر برای خاندان گری کار کند و همزمان شان مکگوایر را مامور کرد تا با خاندان بریتویت برای نابودی مزارع تنباکوی رقیب همکاری کند.
یکی از درخشانترین و زیباترین سکانسهای بصری بازی، ماموریت «خون، مرگ و تنباکو» است که در آن آرتور و شان مزارع تنباکوی خاندان گری را به آتش میکشند. شعلههای سرخ ناشی از سوختن مزارع در دل شب، نمادی عینی از شعلهور شدن کینهای بود که قرار بود کل منطقه را در خود ذوب کند. داچ گمان میکرد نابغه شطرنج است، اما در واقع او داشت چوب در لانه زنبوری میکرد که صد سال برای گزیدن آمادگی داشت.
غرور آرستوکراتیک این دو خاندان به آنها اجازه نداد که بازیچه دست چند راهزن فراری شوند. هر دو خانواده خیلی زود متوجه بازی دوگانه گنگ شدند و ضربه اول را به وحشیانهترین شکل ممکن وارد کردند.
در یک بعدازظهر گرم و غبارآلود، زمانی که آرتور، بیل ویلیامسون، میکا بل و شان در حال قدم زدن در خیابانهای رودز بودند، کمین خاندان گری آغاز شد. با شلیک ناگهانی و غافلگیرکننده یک تکتیرانداز، مغز شان مکگوایر متلاشی شد؛ مرگ ناگهانی و شوکهکنندهای که یکی از تلخترین لحظات گنگ را رقم زد. نبرد مسلحانه شدیدی در وسط شهر درگرفت که به کشته شدن کلانتر گری و نابودی نفوذ آنها در شهر انجامید.
ضربه دوم خاندانها به قلب گنگ شلیک شد؛ بریتویتها کودک معصوم جان مارستون، یعنی جک کوچک را ربودند و او را به یک قاچاقچی ایتالیایی در سنتدنی تحویل دادند. این اقدام، خشمِ خفته گنگ ون در لیند را به یک آتشفشان ویرانگر تبدیل کرد.
داچ ون در لیند هنگام حرکت به سمت عمارت میگوید:
«هیچکس… هیچکس به خانواده ما دستدرازی نمیکنه. امشب این غرور احمقانهشون رو به خاکستر تبدیل میکنیم.»
سکانس راه رفتن شانه به شانه اعضای گنگ به سمت عمارت بریتویت، یکی از حماسیترین لحظات تاریخ بازیهای ویدئویی است. گنگ تمام سربازان خاندان را قتلعام کرد، عمارت با شکوه آنها را به آتش کشید و کاترین بریتویت را در میان شعلههای سوزان کاخ پوشالیاش رها کرد تا در آتشی که خود افروخته بود، بسوزد.
تراژدی بزرگ جنگ بریتویتها و گریها در یک حقیقت تلخ نهفته است: هیچ طلایی در کار نبود. پس از نابودی هر دو خاندان، آرتور متوجه میشود که افسانه طلای گمشده جنگ داخلی، تنها یک سوءتفاهم تاریخی و بهانهای برای توجیه صد سال توحش، غرور و کشتار متقابل بوده است.
تنها نقطه روشن این خط داستانی مسموم، عشق پنهان میان پنلوپه بریتویت و بِو کارتن گری (رومئو و ژولیت غرب وحشی) بود. آرتور با کمک به فرار این دو عاشق از قطار رودز، اجازه نداد که نسل جدید این دو خانواده در آتش کینه گذشتگان بسوزد. جنگ تنباکو و خون در رودز به ما یادآوری کرد که کینههای قدیمی، مانند مزارع خشکیده تنباکو، با یک جرقه کوچک شعلهور میشوند و چیزی جز خاکستر و حسرت بر جای نمیگذارند.
این لور و موشکافی داستانی بخشی از آرشیو بزرگ پایگاه داده بازی Red dead redemption 2 در پلتفرم دانشنامه Gwiki است.
ورود به دانشنامه مرجع بازیمقالات بخش Lore Hub به موشکافی عمیق لایههای داستانی بازیها میپردازند. اگر هنوز بازی Red dead redemption 2 را به اتمام نرساندهاید، احتمال افشای داستان برای شما وجود دارد.