لنی سمرز (Lenny Summers) جوان پرانرژی، باهوش و تفنگدار قابلی است که با وجود سن کمش، احترام و تحسین تمام اعضای باسابقه کمپ، بهویژه آرتور مورگان را به دست میآورد.
لنی در سال ۱۸۸۰ در خانوادهای به دنیا آمد که طعم تلخ بردگی را چشیده بودند، اما پدرش مردی تحصیلکرده بود و به لنی خواندن، نوشتن و تاریخ آموخت. زمانی که لنی تنها ۱۵ سال داشت، پدرش توسط گروهی از مردان مست به قتل رسید. لنیِ جوان برای انتقام، قاتلان پدرش را کشت و از آن پس به یک متواری تبدیل شد. او پس از ۳ سال زندگی مخفیانه و در سن ۱۸ سالگی به کمپ داچ پیوست. داچ و هوزیا پتانسیل بالایی در این جوان دیدند و او را به عنوان یکی از آیندهداران گروه تربیت کردند.
لنی مظهر معصومیت از دست رفته و جوانیِ قربانی شده در دنیای سرکش قانونشکنان است. رابطه او با آرتور بسیار عمیق است و مأموریت معروف میگساری آنها در ولنتاین، یکی از بهیادماندنیترین لحظات بازی را رقم میزند. لنی در سرقتهای بزرگی مثل دزدی قطار در فصل دوم و دزدی بانک در ایستگاه ردلی نقش فعالی دارد و شجاعت خود را اثبات میکند. با این حال، سرنوشت او بسیار بیرحمانه رقم میخورد؛ در جریان سرقت نافرجام بانک ساندنیس در فصل چهارم، لنی در حین فرار روی پشتبامها بهطور ناگهانی توسط مأموران پینکرتون هدف گلوله قرار میگیرد و در آغوش آرتور جان میبازد. مرگ ناگهانی او ضربه روحی شدیدی به آرتور و دیگر اعضای کمپ وارد میکند.