Character Profile & Lore
داچ ون در لیند (Dutch van der Linde) رهبر، متفکر و مغز متفکر گروهی است که نام خود او را یدک میکشد؛ مردی با کاریزمای فوقالعاده و زبانی سرخ که خود را حامی مظلومان و دشمن تمدن فاسد میداند.
داچ متولد سال ۱۸۵۵ از مادری ایرلندی و پدری سرکش بود که در جنگ داخلی آمریکا کشته شد. او در جوانی از خانه فرار کرد تا آزادی مطلق را تجربه کند. داچ با یک دیدگاه شبهفلسفی و آنارشیستی بزرگ شد؛ او معتقد بود تمدن و قوانین دولتی، روح بشر را نابود میکنند. او در همکاری با هوزیا متیوز، گروه ون در لیند را با این ایده تأسیس کرد که از ثروتمندان و مفسدان دزدی کنند و به نیازمندان کمک نمایند. او برای اعضای کمپ نقش یک پیامبر، پدر و ناجی را بازی میکرد و کسانی مثل آرتور و جان را از خیابانها نجات داد تا ارتش وفادار خود را بسازد.
داچ نیروی محرکهی تراژدی داستان است. رفتارهای او پس از فاجعهی بلکواتر و کشته شدن معشوقهاش هایدی براون، نشانههایی از فروپاشی روانی را بروز میدهد. با کشته شدن هوزیا (که به عنوان قطبنما و صدای عقل او عمل میکرد)، داچ کاملاً مهار خود را از دست میدهد. او تحت تأثیر و چربزبانیهای مایکا بل، به مرور به آرتور و جان شک میکند. نقش او تغییر از یک رهبر محبوب به یک پارانوئید خودخواه است که پیروانش را قربانی رویاهای واهی خود در تاهیتی میکند. سقوط اخلاقی داچ زمانی کامل میشود که آرتور را در حال مرگ رها میکند، هرچند در پایان بازی و حتی در نسخهی اول، او به عنوان یک شبح سرگردان از گذشته، بهای سنگین این سقوط را میپردازد.