در جهان بازی The Witcher 3: Wild Hunt، شمشیرهای نقره و فولاد بدون دستانی که سرعت برق و باد را دارند، چیزی جز پارههای آهن نیستند. اما این چابکی ماوراءطبیعی، حواس پنجگانه فرابشری و مصونیت در برابر سموم، موهبتی خدادادی یا جادویی اکتسابی نیست؛ این قدرتها با خون، جنون و زجر بیاندازه در فرآیندی به نام Trial of the Grasses یا «آزمون علفها» خریداری شدهاند. فرآیندی کیمیاگری و مخوف که کودکان معصوم را در مسلخ قلعههای ویرانشدهای چون کار مورهن (Kaer Morhen) به زانو درمیآورد تا از خاکستر انسانیت آنها، یک سلاح زنده به نام ویچر متولد شود.
وقتی در طول بازی، چشمان گربهای و خطدار گرالت را تماشا میکنید، یا زمانی که او با خونسردیِ یک مرده تودهای از سموم معجونها را سرمیکشد، در حال تماشای بقایای پدیدهای هستید که تنها سی درصد از شرکتکنندگانش از آن زنده خارج میشوند. آزمون علفها، تاریکترین راز فرقه ویچرها و بزرگترین گناه اولیه آنهاست؛ فرآیندی که فلسفه وجودی یک ویچر را بین مرز «منجی بشریت» و «هیولایی انساننما» معلق نگه میدارد.
ریشه این فرآیند مرگبار به قرنها پیش، یعنی زمان ظهور اولین جادوگرانی بازمیگردد که به فرقه ویچرها کمک کردند. پس از تلاقی کرهها، انسانها در برابر هیولاها بیدفاع بودند و سربازان عادی شانسی برای بقا نداشتند. جادوگرانی چون آلزور (Alzur) متوجه شدند که برای مبارزه با موجودات فرابعدی، به جنگجویانی نیاز است که سیستم عصبی و بیولوژیکی آنها به طور کامل بازنویسی شده باشد. تختهای سنگی، زنجیرهای آهنی و لولههای تقطیر در قلعههای دورافتاده، ابزار این جراحیِ شیمیایی شدند.
کیمیاگران ویچر متوجه شدند که این تغییرات ساختاری تنها بر روی کودکان (غالباً پسران بین ۷ تا ۱۰ سال) پاسخ میدهد؛ چرا که استخوانها، هورمونها و بافتهای بدنی آنها هنوز انعطافپذیری لازم را برای پذیرش جهشهای ژنتیکی سنگین داراست. کودکان از طریق قانون غافلگیری (Law of Surprise) یا به عنوان یتیمان جنگی به قلعهها آورده میشدند تا بدون آنکه حق انتخابی داشته باشند، وارد جهنم تغییر شکل شوند.
آزمون علفها یک شبه اتفاق نمیافتد، بلکه فرآیندی چندین روزه و شامل تزریق مداوم ویروسها، عصاره گیاهان سمی نابودکننده و مواد جادویی است. این فرآیند بدن کودک را به یک میدان جنگ بیولوژیکی تبدیل میکند و سه مرحله اصلی و هولناک دارد:
از هر ده کودکی که روی تختهای سنگی کار مورهن زنجیر میشوند، هفت نفر با خونریزی داخلی، جنون آنی یا نارسایی اندامها جان خود را از دست میدهند. اما لور بازی The Witcher 3 یک استثنای بزرگ را روایت میکند: گرالت از ریویا. او به قدری در برابر دوزهای اولیه آزمون مقاومت و سازگاری عجیبی نشان داد که جادوگران قلعه تصمیم گرفتند جهشهای فرعی و آزمایشگاهیِ بسیار سنگینتری را روی او پیاده کنند. بهای این جهشهای اضافه، سفید شدن کامل موهای او و از دست رفتن اندک رنگدانههای باقیمانده بدنش بود؛ فرآیندی که او را به «گرگ سفید» بدل کرد.
در طرف دیگر داستان، گیمرها با سیری روبهرو میشوند. بزرگترین تضاد این است که سیری هرگز آزمون علفها را پشت سر نگذاشته است. وزمیر و گرالت به دلیل نبود جادوگر و البته بیرحمی مفرط این روش، هرگز اجازه ندادند بدن سیری با این سموم آلوده شود. قدرتهای سیری برخاسته از ژنتیکِ «خون باستانی» اوست، نه جهشهای آزمایشگاهی؛ موضوعی که او را به موجودی منحصربهفرد در میان دیوارهای کار مورهن تبدیل میکند.
وقتی در بازی The Witcher 3 قدم به آزمایشگاه مخروبه زیرزمین کار مورهن میگذارید، با محیطی غبارآلود و متروکه مواجه میشوید. حقیقت تلخ اسطورهشناسی بازی این است که راز کامل و فرمول دقیق جادوییِ آزمون علفها از بین رفته است. قرنها پیش، انسانهای متعصب و جادوگران حسود به قلعه کار مورهن حمله کردند و تمام جادوگرانی که دانش تزریق و کنترل این جهشها را داشتند، به قتل رساندند.
امروزه تنها وزمیر باقی مانده که او نیز فقط یک استاد شمشیرزنی است، نه یک کیمیاگر یا جادوگر. ویچرهای باقیمانده مانند گرالت، اسکل و لامبرت، آخرین نسل از این نژاد رو به انقراض هستند. در یکی از دراماتیکترین بخشهای بازی، وقتی گرالت مجبور میشود برای نجات یوما (Uma) فرآیند آزمون علفها را به کمک ینفر بازسازی کند، این وحشت باستانی دوباره زنده میشود. این صحنه یادآوری میکند که ساختن یک منجی برای این جهان، مستلزم عبور از مرزهای وحشیانهای است که در آن، انسانها باید برای کشتن هیولاهای بیرون، ابتدا هیولای درون آزمایشگاههای خود را بیدار کنند.
این لور و موشکافی داستانی بخشی از آرشیو بزرگ پایگاه داده بازی The Witcher 3: Wild Hunt در پلتفرم دانشنامه Gwiki است.
ورود به دانشنامه مرجع بازیمقالات بخش Lore Hub به موشکافی عمیق لایههای داستانی بازیها میپردازند. اگر هنوز بازی The Witcher 3: Wild Hunt را به اتمام نرساندهاید، احتمال افشای داستان برای شما وجود دارد.