در گرگومیش شبهای سرد زمستان، هنگامی که باد در میان شاخههای برهنه درختان قلمروهای شمالی شیون میکند، بومیان قاره از سایههایی سرخرنگ و زرهپوش سخن میگویند که سوار بر اسبهای اسکلتی، آسمان را به آتش میکشند. Wild Hunt یا «وحش شکار»، که در زبان عامه به عنوان ارتش شبحوارِ منادی مرگ و طاعون شناخته میشود، مخوفترین کابوس بازی The Witcher 3: Wild Hunt است. اما حقیقت پشت این سواران مرگ، بسیار فراتر از یک افسانه محلی یا تودهای از ارواح سرگردان است؛ این ارتش، تجسم عینی طمع، سقوط و تلاش بیرحمانه یک نژاد باستانی برای بقا است.
وقتی در نقش گرالت شمشیر نقره خود را برای دفاع از سیری تیز میکنید، با ارواح نمیجنگید؛ بلکه در حال رویارویی با یکی از پیشرفتهترین، مغرورترین و در عین حال، فاسدترین تمدنهای دنیای ویچر هستید. ارتش وایلد هانت در واقع نیروی نظامیِ نخبگان الفهای Aen Elle است؛ نژادی بیگانه از جهانهای موازی که نقاب ارواح را بر چهره زدهاند تا وحشتی مطلق را بر دل جانداران قاره مستولی کنند.
برای درک ماهیت واقعی وایلد هانت، باید به قرنها پیش از وقایع بازی و دوران پیش از «تلاقی کرهها» بازگشت. در آن زمان، نژاد اصیل الفها به دو دسته بزرگ تقسیم شد. دسته اول، Aen Seidhe نام گرفتند که در قاره باقی ماندند و پس از تلاقی کرهها، مغلوب و آواره دست انسانها شدند. اما دسته دوم، یعنی Aen Elle (الفهای پارینه)، راه خود را جدا کردند. آنها با استفاده از پورتالهای ابعادی عظیم، به جهانی دیگر (جهانی موسوم به تیر نا نوگ) کوچ کردند.
الفهای Aen Elle در جهان جدید خود، تمدنی خیرهکننده، جاودان و باشکوه بنا نهادند. آنها موجودات بومی آن جهان (انسانهای اولیه آن بعد) را به طور کامل قتلعام یا به بردگی کشیدند و قصرهای مرمرین خود را بر خون آنها استوار کردند. این انشعاب باستانی، الفهای آئن اله را به موجوداتی غرق در غرورِ نژادی تبدیل کرد که جهانهای دیگر را چیزی جز چراگاه یا منبع تأمین برده نمیدانستند.
تمدن Aen Elle برای حفظ شکوه و اداره قصرهای خود، به نیروی کار مداوم و برده نیاز داشت. به همین منظور، پادشاه آنها گروهی از برترین ارتش نظامی خود را مأمور کرد تا به جهانهای دیگر دستاندازی کنند. این گروه به فرماندهی ژنرالی به نام اِردین، ارتش Dearg Ruadhri یا «سواران سرخ» نامیده شدند. وظیفه آنها ساده اما هولناک بود: سفر به ابعاد دیگر، ایجاد وحشت و ربودن هزاران انسان جوان به عنوان برده.
اما پس از بسته شدن پورتالهای باستانی در جریان تلاقی کرهها، سواران سرخ توانایی سفر فیزیکی انبوه را از دست دادند. جادوگران الف برای حل این مشکل، تکنیکی را ابداع کردند که به آنها اجازه میداد تجسمهای روحی و سایهوار خود را به قاره بفرستند. زرههای سنگین، کلاهخودهای شبیه به جمجمه و جادوی سرمای کشندهای که با خود میآوردند، همگی ابزاری هالیوودی و طراحیشده توسط الفها بود تا انسانهای قاره را فلج کرده و مانع از هرگونه مقاومت شوند؛ نقابی ماوراءطبیعی برای پنهان کردن یک سرقت بیولوژیکی.
ساختار وایلد هانت متکی بر یک هرم قدرت بسیار منظم و وفادار است. در رأس این ارتش، جادوگران و جنگجویانی قرار دارند که هرکدام به تنهایی برای نابودی یک قلمرو کافی هستند:
بزرگترین راز و لایه پنهان داستان بازی The Witcher 3 این است که وایلد هانت، برخلاف ظاهر شیطانیاش، از روی شرارت مطلق به قاره حمله نمیکند؛ انگیزهی آنها بقا است. جهان الفهای Aen Elle در حال مرگ است. پدیده کیهانی White Frost (سفید جاویدان) مانند یخچالی بیانتها در حال پیشروی است و به زودی تمام تمدن تماشایی آنها را منجمد و نابود خواهد کرد.
اِردین و مشاورش اوالاک میدانند که تنها راه نجات نژادشان، کوچ دسته جمعی به یک جهان امن (مانند قاره) است. اما برای جابهجا کردن یک ارتش و یک تمدن، به پورتالهای ابعادی غولآسا نیاز دارند؛ پورتالهایی که کلید باز کردن آنها تنها در دستان دختری با «خون باستانی» یعنی سیری است. وایلد هانت سیری را نه برای کشتن، بلکه به عنوان یک منبع انرژی کیهانی و ژنتیکی میخواهد. آنها حاضرند تمام انسانهای قاره را سلاخی کنند تا خانهای جدید برای نژاد رو به افول خود بسازند؛ تقابلی فلسفی میان حق بقای یک تمدن باستانی جاودانه و حق زندگی بشریت بر روی خاک قاره.
این لور و موشکافی داستانی بخشی از آرشیو بزرگ پایگاه داده بازی The Witcher 3: Wild Hunt در پلتفرم دانشنامه Gwiki است.
ورود به دانشنامه مرجع بازیمقالات بخش Lore Hub به موشکافی عمیق لایههای داستانی بازیها میپردازند. اگر هنوز بازی The Witcher 3: Wild Hunt را به اتمام نرساندهاید، احتمال افشای داستان برای شما وجود دارد.