در دنیای بازی The Witcher 3: Wild Hunt، شمشیر پادشاهان و تیزبینی پادشاهکشان تاریخ را میسازد، اما دستهای پنهانی وجود دارند که پادشاهان را مانند عروسکهای خیمهشببازی حرکت میدهند. The Lodge of Sorceresses یا «لژ جادوگران»، مقتدرترین، مخوفترین و پیچیدهترین انجمن مخفی در تاریخ قاره است. فرقه سرّی زنان جادوگر که با تکیه بر هوش، زیباییِ جادویی و بیرحمیِ مصلحتآمیز، تصمیم گرفتند سیاست جهان را از پشت پرده و دور از چشم مردان تشنه جنگ، بازنویسی کنند.
زمانی که در نقش گرالت برای نجات سیری تلاش میکنید، مسیر شما ناگزیر با اعضای این لژ تلاقی پیدا میکند. لژ جادوگران تنها یک نهاد سیاسی نیست؛ بلکه تجسم فلسفی این ایده است که جادو نباید در خدمت تاجوتخت باشد، بلکه تاجوتخت باید در خدمت جادو قرار گیرد. اما این آرمانشهر زنانه، خیلی زود در باتلاقی از خیانت، جاهطلبی و انگیزههای پنهان اعضایش غرق شد.
برای درک منشأ لژ جادوگران، باید به عقبنشینی بزرگ تانِـد (Thanedd Coup) نگاه کرد. پیش از آن، جادوگران و ساحران مرد در نهادی به نام «برادری جادوگران» (Brotherhood of Sorcerers) در کنار هم فعالیت میکردند. اما پس از خیانت و فروپاشی این نهاد به دلیل نفوذ جاسوسان امپراتوری نیلفگارد، جهان جادو در آستانه نابودی قرار گرفت. در این میان، فیلیپا ایلهارت، ساحره باهوش و جاهطلب قلمرو شمالی، متوجه یک حقیقت شد: مردان و پادشاهان قاره را به سمت نابودی میبرند.
در پاسخ به این هرجومرج، فیلیپا به همراه جادوگر الف، ایدا امن و چند ساحره بلندپایه دیگر، لژ جادوگران را به صورت کاملاً مخفیانه پایهگذاری کردند. هدف آنها کاملاً رادیکال بود: حذف مردان از مسند تصمیمگیریهای کلان جادویی، نادیده گرفتن مرزهای جغرافیایی قلمروها، و ایجاد حکومتی جهانی که در آن جادوگران نه مشاور، بلکه حاکمان واقعی زمین باشند.
برخلاف تصور اولیه، لژ جادوگران هرگز یک صنف منسجم و وفادار نبود. هر پاراگراف از تاریخچه این انجمن با جوهر خیانت نوشته شده است. لژ برای تحکیم قدرت خود دست به اقداماتی زد که بعدها دامنگیر خودش شد. یکی از بزرگترین نقشههای آنها، دخالت مستقیم در امور جانشینی پادشاهی کوویر و تلاش برای دستکاری ژنتیکی نسلهای بعدی پادشاهان از طریق سیری بود.
اما بزرگترین اشتباه لژ، استخدام پادشاهکش معروف، لتو از گلت (Letho of Gulet) برای ترور پادشاه دِماوند بود. فیلیپا و لژ جادوگران میخواستند با حذف پادشاهان ضعیف، نظم جدید خود را مستقر کنند، اما امپراتور نیلفگارد یعنی امهیر، از این نقشه سواستفاده کرد. او با به دست گرفتن کنترل لتو، ترورها را به گردن لژ انداخت. این توطئه دومینویی از مرگ پادشاهان را رقم زد که در بازی The Witcher 3 نتیجه آن را به وضوح میبینید: بدبینی مطلق به جادوگران و آغاز تفتیش عقاید خونین توسط رادووید.
اعضای لژ جادوگران هرکدام وزنهای سنگین در اسطورهشناسی ویچر هستند. این انجمن با عضویت ۱۲ ساحره از قلمروهای شمالی و امپراتوری جنوبی (نیلفگارد) شکل گرفت که هرکدام انگیزههای متفاوتی داشتند:
وقتی بازی The Witcher 3 آغاز میشود، لژ جادوگران دیگر آن شکوه باستانی را ندارد. پادشاه دیوانه شمالی، رادووید پنجم، به کمک فرقه «شکارچیان ساحره» (Witch Hunters)، جنگی تمامعیار و وحشیانه را علیه هرکسی که بوی جادو میدهد آغاز کرده است. لژ جادوگران که روزی برای سرنوشت جهان تصمیم میگرفت، حالا اعضایش در سیاهچالها شکنجه میشوند، روی چوبههای دار میسوزند یا مانند فیلیپا و تریس در فاضلابها پنهان شدهاند.
حقیقت پنهان و درس فلسفی لور لژ این است که طمع قدرت، آنها را کور کرد. جادوگرانی که خود را برتر از انسانهای عادی میدانستند، فراموش کردند که قدرت سیاسی بدون ارتش و وفاداری تودهها، قصر بزرگی از کارتهای بازی است. در اواخر داستان بازی، گرالت ناچار میشود برای نبرد نهایی با وایلد هانت، بقایای لژ جادوگران را دور هم جمع کند؛ نه به عنوان حکمرانان جهان، بلکه به عنوان زنانی آسیبدیده، فراری و انتقامجو که برای بقای خود و جهان میجنگند.
این لور و موشکافی داستانی بخشی از آرشیو بزرگ پایگاه داده بازی The Witcher 3: Wild Hunt در پلتفرم دانشنامه Gwiki است.
ورود به دانشنامه مرجع بازیمقالات بخش Lore Hub به موشکافی عمیق لایههای داستانی بازیها میپردازند. اگر هنوز بازی The Witcher 3: Wild Hunt را به اتمام نرساندهاید، احتمال افشای داستان برای شما وجود دارد.