Character Profile & Lore
گرالت از ریویا (Geralt of Rivia)، قهرمان اصلی حماسه ویچر، مردی با موهای سپید و چشمانی گربهای است که زندگیاش را وقف نابودی هیولاها در ازای سکههای طلا کرده است. او گرچه تلاش میکند خود را بیطرف و عاری از احساسات انسانی نشان دهد، اما دیپلماتها، جادوگران و پادشاهان همیشه پای او را به بازیهای سیاسی خطرناک قاره باز میکنند. در وایلد هانت، انگیزههای او بیش از هر زمان دیگری شخصی است.
گرالت در کودکی توسط مادرش رها شد و به دژ مخروبه کائر مورهن (Kaer Morhen) سپرده شد. او تحت آموزشهای بیرحمانه و جهشهای ژنتیکی کابوسوار موسوم به «آزمون علفها» قرار گرفت و به دلیل مقاومت بدنی استثناییاش، آزمایشهای پیشرفتهتری روی او انجام شد که رنگ موهایش را به سفیدی دگرگون کرد. او دههها با کابوس خطرات جاده و تنهایی دستوپنجه نرم کرد، عاشق جادوگری به نام ینفر شد و بر اساس قانون غافلگیری، سرنوشتش به پرنسس سیری گره خورد؛ پیوندی که قویتر از هر بند خونی است.
در بازی سوم، گرالت در محوریت تمام وقایع قرار دارد. او پس از بازپسگیری خاطراتش، متوجه میشود که دخترخواندهاش، سیری، پس از سالها غیبت به قاره بازگشته و توسط سواران وایلد هانت تعقیب میشود. گرالت به عنوان یک ردیاب قهار، رد سیری را در ولن، نوویگراد و مجمعالجزایر اسکیلیج دنبال میکند. تصمیمات گرالت در طول بازی، نه تنها سرنوشت جنگ میان امپراتوری نیلفگارد و پادشاهیهای شمالی را تعیین میکند، بلکه مستقیماً روی سرنوشت نهایی سیری (مرگ، ویچر شدن یا امپراتور شدن او) و همچنین آینده عاطفی خودش تاثیر میگذارد.